تبليغاتX
عاشقان یار
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | ارتباط با ما
 

فیلم «جدایی نادر از سیمین » ساخته اصغرفرهادی ، که مثل همه آثار فرهادی فیلمی خوش پرداخت است ؛ روایت زن ومردی است که می خواهند از هم جدا شوند و ترمه دختر آنها مانده که با مادرش از ایران برود یا با پدر بماند و این داستان خانوادگی به اینجا میرسد که معلوم می شود ایران دیگر جای زیستن نیست و مردم ایران مردمی دروغگو ، خشونت طلب ، چاپلوس ،  بدبخت و بیچاره اند .

 فیلم « خون وعسل » محصول هالیوود و اولین ساخته آنجلینا جولی روایتی عاشقانه در میان نسل کشی مسلمانان  بوسنیایی توسط صرب هاست و از جنگی که در آن بیش از 300 هزارغیر نظامی کشته شدند و هزاران زن بوسنیایی مسلمان مورد تجاوز قرار گرفتند و اروپائیان باصطلاح متمدن با چراغ سبز آمریکا ، در تجاوزگری وسبوعیت تا آنجا پیش رفتند که گوشت انسانهای کشته شده غذای سربازان صرب را تأمین کرد ؛ قصه عشق یک زن مسلمان !! به یک سرباز صرب روایت می شود . سناریویی که در آن  قرار است  در روایتی انسانی صلح طلبی و صلح دوستی آمریکا به نمایش گذاشته شود و...

و چه برنامه ریزی شده ، سازمان یافته و همزمان  این دو فیلم در یک جشنواره به هم میرسند و هردو جایزه گلدن گلوب را می برند.  آنجلینا جولی و فرهادی سازنده دو فیلم در کنار یکدیگر قرار می گیرند، با هم دست می دهند،  آنجلینا جولی دست بر روی شانه فرهادی میگذارد و با هم عکس یادگاری هم می گیرند. ظاهرا نمایش تمام می شود. نمایشی که دو روی یک سکه است . سکه ای که یک روی آن  میخواهد آمریکا را از همه جنایتهای تاریخی اش تطهیر و رفع اتهام کند و روی دیگر آن ملت متمدن و صلح دوست ایران را به جرم پایداری در اعتقاد به اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه واله ، در جایگاه متهم قرار دهد . سکه ای که قرار است یک رویش آمریکای صلح طلب و روی دیگرش ایران خشونت طلب و جنگ افروز قرارگیرد . 

این جشنواره در واقع دادگاهی است که مثل همیشه در شکل وشمایل سالوسانه آمریکائی و ظاهری صلح دوستانه تشکیل شده تا در مقابل چشم جهانیان از آمریکا رفع اتهام کند و در مقابل ، ملتی را که حاضر نیست با همه ترفندها و محاصره ها و قطعنامه ها و ترورها و تهدیدها یوغ  بردگی آمریکا را بپذیرد متهم نماید . ملتی که با پایداریش در مقابل سلطه جویی و زور گویی ، کاخهای سفید وآمال سبز غربیها را در غارت هر چه بیشتر ثروت مشرق زمین بر باد داده و با پیرویش از شعار هیهات من الذله  بیداری را به جهان اسلام هدیه کرده است ، خواب خاور میانه بزرگ را آشفته کرده و میرود که چشمها و گوشهای مسخ شده مردم آمریکا و اروپا نیز بگشاید .

صد البته هر که تنها به قاضی رود و قاضی هم خودش باشد راضی باز می گردد  . اصغر فرهادی با همه ژستهایی که هنگام دریافت جایزه می گیرد واز صلح دوستی ایرانیان دفاع می کند و از محبت ایرانیان و شخص خودش  به خانواده می گوید !!! ( بگذریم که این خود نقض غرض فیلمی می شود که ساخته ) در واقع خودش وفیلمش دانسته یا نادانسته می شوند سناریوی فیلمی دیگر، که قرار است هنرپیشه های آن اصغرفرهادی در نقش نماینده ایران متهم به خشونت ودروغ و جنگ طلبی  و آنجلینا جولی در نقش قاضی که قرار است ایران و ایرانی را محاکمه و محکوم نماید و دست آخر نیز مثل همه فیلم های آمریکایی ، آمریکای صلح طلب و مدافع حقوق بشرمنجی همه بشریت معرفی بشود. 

اما آیا جهانیان این فیلم را باور خواهند کرد ؟  آیا افکار عمومی جهان وقایع تاریخی نه چندان دور ایران و آمریکا را فراموش کرده اند؟ و به  قول مهدی خانعلی که در یاداشتی تحت عنوان « سیمین نادر ما متهممیم » می نویسد : « ما هواپیمای مسافربری آمریکا با حدود 260 سرنشین از شهروندان عادی را با موشک مورد هدف قرار دادیم یا این ناو وینسنس بود که مردم ایران را با خونسردی هر چه تمام‌تر قربانی کرد؟ ما دانشمندان آمریکا را در خیابان‌های نیویورک و واشنگتن دی سی ترور می‌کنیم یا این سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا است که خیابان‌های تهران را به خون علی‌محمدی‌ها و شهریاری‌ها مزین کرده؟ ما فیلم 300 ساختیم و مردم ایران ...را افرادی وحشی، خونخوار و بی‌رحم نشان دادیم یا این هالیوود است که هر جا نام ایران و ایرانی را بر زبان آورده، یک لقب تروریست و وحشی هم به آن اضافه می‌کند؟ چه كسي كل حيثيت و ظرفيتش را پشت صدام آورد تا رؤياي "سه روز تا تهرانش تعبیر شود ... دست پژاک و منافقين و تندر و کومله در دستان کدام رئیس‌جمهور به گرمی فشرده می‌شود؟ دست آن‌هايي كه حرمت عاشوراي اين مردم را هم نگه نداشتند در دست كيست ؟ ... وقتی جایزه صلح نوبل را به رئیس‌جمهور کشوری می‌دهند که در زمان دریافت جایزه دو جنگ رسمی و تمام عیار در جهان بر پا کرده، باید هم از "صلح" گفتن دایی اصغر ( فرهادی ) خوشحال بشوند و دست بزنند و حتی اشک شوق بریزند. برای این صلح اشک نریزند، پس برای مظلومیت کودکانی که در فلسطین زیر مرکاواهای اسرائیلی له می‌شوند، اشک بریزند؟ ...چرا که جای شاکی و متشاکی عوض شده است.  »

. باز می نویسد : « دایی اصغر اگر قصد داشت از مردمانش سخن بگوید، باید از ترمه می‌گفت – حالا چه فرقی است میان ترمه و فرزند 4 ساله شهید احمدی روشن؟ - باید از آن 260 نفری که در میان آسمان و زمین با موشک Made in USA "خاکستر" شدند، می‌گفت ... دایی اصغر ظلم کرد... به همه ما ظلم کرد و از همه مهمتر به مردمان ایران ظلم کرد. ظلمی که خواسته یا ناخواسته، لبخند را بر چهره دشمنان همین مردم نشاند؛ دشمنانی که در اتاق مرکزی کاخ سفید نشسته‌اند و نقشه "باران موشک" بر سر مردمان ایران را می‌کشند. »

وقایع جهان و از جمله ایران ،  اما... آنگونه که آمریکا برنامه ریزی می کند به سرانجام نخواهد رسید و آمریکا مثل همیشه با همه نقشه های شومش بازنده این بازی خواهد بود زیرا « و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین » . این سناریو و از این دست سناریوها در باره کشور اسلامی ایران ، اولین نمایش آمریکائیها نبوده و آخرین آن نیز نخواهد بود ؛ عقبه آن را در کتابها و فیلمهای روشنفکر مأبانه دیگری نیز قبل از این دیده ایم و مطمئنا با هزینه های میلیاردی که آمریکا برای رفقای منور الفکرش در ایران میپردازد آخرین آنها نیز نخواهد بود اما باقدرت و با اطمینان کامل می گوئیم دوره سلطه آمریکائیها تمام شده و هر چه بیشتر دست و پا بزنند بیشتر فرو خواهند رفت .

                              "مقر افسران جنگ سایبری"
نوشته : مهدی امیری    نظرات :

 مشروح گزارش "مهار شده" که به چگونگی شکار پهپاد انسانی سازمان سیا(جاسوس آمریکایی) در ایران می‌پردازد به شرح ذیل است:

واشنگتن سال 2008

به دستور باراک اوباما میز ایران در سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا سیا مامور می‌شود تا علاوه بر هزینه‌های گذشته ، فعالیت‌های خرابکارانه و جاسوسی که تا کنون انجام می‌داده ، پروژه‌ای سه جانبه را بسیار محرمانه و با همکاری موساد و MI6 طراحی کند.

یعنی علاوه بر ترور و جنگ رسانه‌ای ‌سیا تمام توان خود را برای فاز سوم طرح‌ به کار می‌گیرد راهی برای نفوذ.
حکمتی(جاسوس دستگیر شده سیا در ایران): تمام مواردی که نیاز داری تا این ماموریت را انجام بدی با جزییات دونه دونه بهت یادمی‌دهند.

نیاز سازمان سیا جدی است که این پروژه با فوریت و جدیت تمام در دستور کار قرار می‌گیرد.یک تیم ویژه مامور می‌شود تا زبده‌ترین فرد را برای نفوذ به دستگاه اطلاعات ایران انتخاب کند.

فرد مورد نظر در آریزونای آمریکا متولد شده و سابقه یک دهه آموزش‌های فشرده اطلاعاتی را در رزومه خود دارد، نام برده در آگوست 2001 در قسمت اطلاعات ارتش آمریکا مشغول به کار می‌شود.

حکمتی(جاسوس دستگیر شده سیا در ایران): سال 2001 دبیرستان را تمام کردم و تصمیم گرفتم وارد ارتش آمریکا بشوم آگوست 2001 رسماً لباس ارتش آمریکا را پوشیدم و آموزش‌های مختلف نظامی اطلاعاتی را دیدم .
از آموزش‌های عمومی و ویژه نظامی به دانشگاهی مخصوص فرستاده می‌شود تا در کنار آموزش‌های اطلاعاتی زبان‌های خاورمیانه‌ای را نیز بیاموزد.

حکمتی: وقتی که فهمیدند من کمی فارسی بلدم کمی عربی بلدم گفتند که ما دوست داریم شما را بفرستیم به یک دانشگاهی که عربی یادبگیری.

حکمتی حالا به تحلیل گر اطلاعات تبدیل شده که با پوشش نظامی ارتش آمریکا وارد خاک عراق می‌شود.
ماموریت حکمتی در عراق شناسایی افرادی بین مقامات عراقی است که گرایش به آمریکا دارند، آمریکا می‌تواند با صرف هزینه آنها را عروسک خیمه شب‌ بازی خود بکند.

حکمتی: نظر مقامات عراقی را در مورد آمریکا و حضور نظامیان آمریکایی در عراق بررسی می‌کردم هدفمان این بود که در بین سران و مقامات افرادی که تمایل به آمریکا دارند پیدا کنیم و کاری کنیم که در روز وقوع هر مسئله ای اینها از نظامیان و آمریکا حمایت کنند و بعد از ارسال گزارشات ما به اطلاعات ارتش، ماموران امنیتی جلسه‌ای مخفیانه با این مقامات برگزار می‌کردند و سعی می‌کردند رابطه نزدیکتری را برقرار سازند.
حکمتی باید افرادی را بیابد که اهداف آمریکا را در خاک عراق تامین کند.

حکمتی: تاجایی که می‌توانند امور کشورها را کنترل می کنند مخصوصاً بحث نفت را، آمریکا قصد داشت تا با تصرف چاه‌های نفت عراق سازمان اوپک را ورشکست کنند و کاری کند که نفت فقط به دلار معامله شود ، تا قدرت آمریکا مقابل چین و روسیه بیشتر باشد یکی از دلایل حضور نظامی آمریکا در عراق اینکه در خاورمیانه حضور داشته باشد و با نفوذ در گروه‌های اسلامی در بین مردم مسلمان نفوذکند و انحراف ایجاد کند. آمریکا با پوشش آوردن دموکراسی آمد یکی دیگر از اهداف آمریکا کنترل خاورمیانه از جمله ایران، سوریه ، لبنان ،عراق ، بحرین و حتی تونس بود تا ایران برای این کشورها الگو نشود.

حکمتی خیلی زود باید خود را به مقامات مافوق ثابت کند به طوری که بلافاصله پس از پایان ماموریت چند ماهه در عراق به استخدام چندین شرکت اطلاعاتی در می‌آید. دارپا مرکز پیشرفته تحقیقاتی و اطلاعاتی متعلق به وزارت دفاع آمریکا می‌باشد و حکمتی را از سال 2005 تا 2007 به خدمت گرفت. پس از دارپا حکمتی به KUMAGAMES می‌رود شرکتی رایانه‌ای که از سازمان سیا پول می‌گیرد تا فیلم‌ها و بازیهای خاصی را برای تغییر افکار عمومی در خاورمیانه طراحی و رایگان توزیع کند واین بازی هدفش این بود که مردم عراق و همه دنیا را قانع کند که کاری که آمریکا دارد در کشورها انجام می‌دهد کار خوبی است.

حکمتی: رئیس کوما به من زنگ زد و گفت: من از طریق دارپا رزومه شما را گرفتم و ما یک برنامه داریم که دوست‌داریم با ماهمکاری کنید.
انتخاب حکمتی برای این است که سیا توانایی وی در دقت به جزئیات محیط و تفکر برای آمریکا را بسنجد .پس از کوما CUBIC کمپانی و شرکت خصوصی که پنهانی به کارهای اطلاعاتی می‌پردازد تغییر این شرکت‌ها در فاصله زمانی کوتاه به خاطر اینه که حکمتی آموزش‌های مختلف را در پوشش کار در شرکت‌های مختلف بیاموزد و ضمن اینکه دوستان و همراهان وی به ماهیت ماجرای وی پی نبرند.

حکمتی: این شرکت هم یک پوششی بود برای سازمان سیا و فقط رئیس شرکت می‌دونه که شما با سازمان کار می‌کنید.

تیم ویژه‌ای که میز ایران در سیا مامور کرده بود سرانجام حکمتی را برای عملیات پیچیده نفوذ انتخاب می‌کند اما حکمتی باید پیشاپیش برای این ماموریت مهم و استراتژیک محک زده و آموزش ببیند.

حکمتی: ژولای 2009 خانمی با من تماس گرفت که می‌گفت کارمند دولت است اسمش دولارس بود.
این آزمون‌ها به همین جا ختم نمی‌شود حکمتی بارها تست دروغ سنجی و روانشناسی و معاینات پزشکی را با موفقیت پشت سر می‌گذارد تا دولارس مامور گزینش سیا با وی تماس بگیرد و اعلام کند که تحقیقات خاتمه یافته و حکمتی باید منتظر تماس آنها بماند و در این فاصله حکمتی به عنوان نیروی ویژه به BAESYSTENS فرستاده می‌شود

حکمتی: یک تماس گرفته شد از BAESYSTENS که باید اونجا بری به عنوان تحلیل گر اطلاعات و اونجا ماموریت‌ها می‌گیری از مرکز اطلاعات در عراق که یک رئیس داری اونم بهت ماموریت می‌دهد.
حکمتی در عراق حدود دو سال استفاده از سیستم‌های محرمانه و جمع‌آوری اطلاعات از اماکن و اشخاص مختلف به طور کاربردی را فرا می گیرد در این بین سیا می‌کوشد تا پوششی مناسب ، برای ماموریت بزرگ وی بیابد.
واشنگتن 2011

حکمتی: یک زن به من زنگ زد گفت بیا پیش ما در واشنگتن او گفت این مراحل آموزش که در عراق فرا گرفتی می‌خواستیم ببینیم شما اگر امکانات و ظرفیت خوبی دارید برای این پروژه فکر می‌کردیم که از شما چطوری استفاده کنیم.

میز ایران در سیا که در مقابله با سرویس اطلاعاتی ایران شکست‌هایی پی‌درپی خورده است پروژه نفوذ را حیاتی می‌بیند و با فوریت و جدیت تمام آن را دنبال می‌کند و از این رو بزرگترین ماموریت حکمتی که سفر به ایران است در هتل واشنگتن به وی ابلاغ می‌شود.

حکمتی: من رفتم یک آقایی آمد و یک ساعت و نیم سوالاتی پرسید و گفت:‌ما برنامه‌هایی برات داریم اگه تو این کار موفق باشی بیشتر بهت آموزش و کار و سفر می‌دهیم برای این کار هم نیاز داره که بری ایران آیا برای این کار حاضری یا نه؟ من گفتم آره.

مامور سیا با دادن توضیحات ریز و دقیق حکمتی را برای انجام این ماموریت بزرگ توجیه می‌کند و به وی اطمینان می‌دهد با پوششی که برای او ایجاد می‌کنند هیچ مشکلی پیش نیاید. دو طرف طی سه روز بارها نوع مواجه با ماموران اطلاعاتی با پوشش حکمتی را تمرین می‌کنند.

حکمتی:بعد در مورد این داستان اینقدر تکرار و سوال و تمرین کردیم تا سناریو را خوب بلد شدیم.

سیا تصمیم گرفته تا یکی از زبده‌ترین نیروهایش که در زمینه‌های مختلف اطلاعاتی آموزش دیده و حالا دیگه از سطح تحلیل‌گر اطلاعاتی بالاتر رفته با پوشش یک دلال اطلاعات در مسیر دستگاه امنیتی ایران قرار دهد تا نفوذ صورت گیرد برای این کار فرد مورد نظر به هر طریق ممکن اعتماد سازی کند.

حکمتی: اینکه شما میرید یک منبع می‌شوید برای وزارت اطلاعات ، سه هفته می‌ری اطلاعات هماهنگ شده را بهشون می‌دی و یک پولی هم می‌گیری و بعد برمی‌گردی.

حکمتی اجازه دسترسی به سری‌ترین سیستم‌های اطلاعاتی را پیدا می‌کند تا برای جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز پروژه نفوذ، به پادگان بگرام افغانستان فرستاده می‌شود و در این هنگام شبکه‌های مختلف ایران که تحرک و فعالیت‌های بگرام را زیر نظر دارند از حضور یک آمریکایی ایرانی تبار در این پادگان مطلع می‌شوند.حکمتی سپس با پروازی به دبی می‌رود.

حکمتی: ازپایگاه بگرام تا کابل 45 دقیقه فاصله است من در یک مرکز جاسوسی کار می‌کردم که در بگرام مستقر بود من از بگرام یک سری پرواز داشتم که یکی از آنها از خط بگرام به دبی بود دو روز در دبی مستقر و از آنجا یک بلیط گرفتم و به تهران آمدم.

حجم اطلاعاتی که حکمتی آورده به گونه‌ای است که هر سرویس اطلاعاتی در مواجهه با آن خود را در مقابل منبعی مهم می‌بیند و سعی می‌کند تا علاوه بر صحت سنجی هر طور شده این منبع را از دست ندهد و نیاز اطلاعاتی‌اش بوسیله آن برآورده کند و این همان دامی است که برای ایران پهن شده است.

هر سرویس اطلاعاتی نیاز به اطلاعات دارد هر سرویس اطلاعاتی نیاز به منابع دارد و مخصوصا ایران که با آمریکا دشمن است سازمان سیا در این پروژه به دنبال ایجاد اثر انگشت یا ردپای سرویس اطلاعاتی ایران است تا هر طور شده لااقل یکی از ماموران امنیتی ایران را به دام و پس از درخواست اطلاعات از حکمتی به توانمندی و نیازهای ایران اشراف یابد تا بتواند از آن بعنوان حربه‌ای علیه ایران قرار دهد.

حکمتی: نقشه آنها بود که اولش یک‌سری اطلاعات ارزشمند را مفت بدهند که بعد ببینند اطلاعات خوبی است یا نه و بعدا با من تماس بگیرند.کسی که تشنه باشه بهش آب می دی ،نمی پرسه آب را از کجا گرفتی و آب می خوره و می گه خیلی ممنون.

ولی دستگاه امنیتی ایران بر این تشنگی اشراف یافت با ارزیابی درستی اطلاعات، به فرعی بودن کار پی می‌برد و با شناسایی مسیرها و راه‌های اعزام فرستاده که حکمتی از آنها عبور کرده بود پروژه نفوذ را کنترل و مهار می‌کند سربازان گمنام امام زمان(عج) این مجاهدان خاموش جمهوری اسلامی ایران با ردگیری و مهار فرستاده نه تنها پروژه نفوذ را با شکست مواجه کردند بلکه شبکه گسترده جاسوسی با طیف وسیعی از اطلاعات ستاد را شناسایی و منهدم کردند تا روش‌ها ی واسطه‌ها و همکاران این شبکه جاسوسی در اعتبار نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار و بار دیگر نقشه بدخواهان این مرز و بوم فنا شود.                             منبع:خبر گزاری فارس

نوشته : مهدی امیری    نظرات :
نشریه «فارین پالسی»، پس از گذشت نزدیک یک هفته از تصرف هواپیمای آمریکایی توسط نیروهای مسلح، ایران مأموریت این هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی را فاش کرد. مأموریت هواپیمای بدون سرنشین آمریکا بر فراز آسمان ایران، شامل شناسایی چهار حوزه مهم از فعالیت‌های نظامی و دفاعی ایران بوده است.
کد خبر: ۲۰۹۶۵۷
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۹۰ - ۱۸:۳۷
سرویس بین‌الملل ـ نشریه «فارین پالسی»، پس از گذشت نزدیک یک هفته از تصرف هواپیمای آمریکایی توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، ایران مأموریت این هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی را فاش کرد.

به گزارش «تابناک» و بر پایه گزارش این نشریه، مأموریت هواپیمای بدون سرنشین آمریکا بر فراز آسمان ایران، شامل شناسایی چهار حوزه مهم از فعالیت‌های نظامی و دفاعی ایران بوده است.

بنا بر این گزارش، نخستین مأموریت این هواپیما، شناسایی موقعیت و فعالیت‌های همه سایت‌های هسته‌ای شناخته شده و یا مشکوک هسته‌ای ایران بوده است.

در همین راستا، در این هواپیما از سنسورهایی بهره گرفته شده که آثار فعالیت‌های هسته‌ای را از راه دور نشان می‌داده است.

بر پایه این گزارش، دومین مأموریت این هواپیمای ساقط شده، شناسایی موقعیت و فعالیت‌های مجتمع‌های ساخت موشک‌های بالستیک ایران و بررسی میزان برد و کارایی آنان بوده است.

سومین مأموریت هواپیمای جاسوسی آمریکا، شناسایی اردوگاه‌ها و مکان‌هایی است که در آنجا گروه‌های و افراد سازمان‌های مقاومت در خاک ایران است.

«فارین پالسی» همچنین می‌افزاید: چهارمین مأموریت این هواپیمای بدون سرنشین، شناسایی ویژگی‌های سیستم‌های دفاع هوایی ایران است. در این چهارچوب قدر انتقال و پوشش هوایی سیستم‌های راداری و موشک‌های زمین به هوای ایران نیز باید بررسی می‌شده است.

این نشریه آمریکایی همچنین آورده است که فارغ از شکست مأموریت‌های چهارگانه این هواپیما، اکنون دغدغه آمریکا فروش اطلاعات ساخت و عمکرد این هواپیما از سوی ایران به رقبای آمریکاست؛ رخدادی که پیشتر هم در کشورهای دیگر دنیا روی داده است؛ مثلا کشوری چون چین در سال 1998 با دستیابی به یک نوع موشک آمریکایی در خاک افغانستان  به طراحی این مدل از موشک‌ها دست یافت؛ موضوعی که هم‌اکنون هم به شدت ذهن مقامات آمریکایی را به خود مشغول کرده است.                       سایت خبری تابناک
نوشته : مهدی امیری    نظرات :
به روایت لینک:
وبلاگ علمی -پژوهشی حوزه علمیه رباط کریم : [ بازدید ]
عاشقان ولایت : [ بازدید ]
جغرفیای زمین : [ بازدید ]
ورزشی : [ بازدید ]
رباط کریم : [ بازدید ]
ادامه لینکها ...
*توجه : درج لینک های گوناگون به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد!
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.